دیروز

دیروز ساعت که 1 شد و من هی دیدم اینا دارن میرن و میان و کارا رو انجام میدن

خیلی ناراحت شدم

خیلی زیاد

بغض داشت خفم میکرد

زنگ زدم به مدیرم

که با اجازه من میرم

اونم گفت اذیت کرده

گفتم بله!!!!

و خداحافظی کردم

زدم بیرون

و نزدیکای ولیعصر رسیدم

که مدیرم زنگ زد که کجایی

منم گفت ولی عصر 

بعد گفت وایسا میام دنبالت بریم جلسه!!

و اینجوری بنده کمی آروم تر شدم و یه کمی هم غیبت کردم

رسیدم خونه

به مدیر فنی شرکت اس ام اس زدم که جلسه فردا ساعت چنده

که گفت آره کلی پشت سرت حرف زده

و گفته که برای خراب کاریت ( محاسبه تعطیلات و روزهای معمولی فرق داشت) (من نمیدونستم)اسم منو آوردی

و منم مغزم داغ کرد

که داره سم پاشی می کنه!!!

دیگه بی خیال شدم توی خونه و سر خودمو گرم کردم

/ 0 نظر / 3 بازدید