اتفاقهای عجیب

اینجا انقلاب شده

وقتی روز شنبه اون کار و زنیکه انجام داد و من با اون وضعیت رفتم

روز 1 شنبه هم این دو تا لولک و بولک حرف نزدن

دیروز صبح خانم شماره 1 اومد و سلام کرد رفت تو اتاق

2 اومد بدون سلام نشست

و بعدش یه نامه از یه مشتری اومدش و مدیر شرکت که اونو باز کرد آمپرش چسبید و رفته بود پیش معاونت و داد و بیداد کرده بود که چرا کاری انجام نمیدی

اونم خانم شماره 1 و صدا کرده بود و شسته بودش( من الان فهمیدم- که اگه همکاری نکنید اخراجید)

و بعدش 3 تاییمون و خواسته بودش

و گفت که باید همکاری کنید مشکلا حل شه و اینها

و از دیروز اینجا انقلاب شده!

یعنی اینا حرف میزنن

میگن میخندن

منو به ناهار دعوت میکنن

و کلن هی میان میگن این اینجوریه -اون اونجوریه!!!!

کلن عجیبه!!!

خدایا شکرت!!!پای اون زنیکه بریده بشه حله!

کارها هم کم کم روی غلطک میوفته و میرم جلو!!!!

به امید روزهای بهتر

/ 1 نظر / 11 بازدید
الدو

انشالله که هرروزتون بهتر از دبروزتون باشه